خرید بک لینک
...چرا نه در پی عزم دیار خود باشمچرا نه خاک سر کوی یار خود باشمغم غریبی و غربت چو بر نمیتابمبه شهر خود روم و شهریار خود باشمز محرمان سراپرده وصال شومز بندگان خداوندگار خود باشمچو کار عمر نه پیداست باری آن اولیکه روز واقعه پیش نگار خود باشمز دست بخت گران خواب و کار بیسامانگرم بود گلهای رازدار خود باشمهمیشه پیشه من عاشقی و رندی بوددگر بکوشم و مشغول کار خود باشمبود که لطف ازل رهنمون شود حافظوگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: سه شنبه 4 بهمن 1401 ساعت: 12:54

...از کفم رها، شد قرار دلنیست دست من، اختیار دلهیز و هرزه گرد، ضد اهل دردگشته زین در آن در مدار دلبی شرف تر از دل مجو که نیستغیر ننگ و عار، کار و بار دلخجلتم کُشد، پیش چشم از آنکبود بهر من در فشار دلبس که هر کجا رفت و برنگشتدیده شد سفید، ز انتظار دلعمر شد حرام، باختم تمامآبرو و نام، در قمار دلبعد ازین ضرر، ابلهم مگرخم کنم کمر زیر بار دلهر دو ناکسیم، گر دگر رسیمدل به کار من، من به کار دلداغدار چون لاله اش کنمتا به کی توان بود خار دلهمچو رستم از تیر غم کُنمکور چشم اسفندیار دلخون دل بریخت از دو چشم منخوشدلم از این، انتحار دلافتخار مرد در درستی استوز شکستگی است اعتبار دلعارف این قدر لاف تا به کیشیر عاجز است از شکار دلمقتدرترین خسروان شدندمحو در کف اقتدار دل...

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: سه شنبه 4 بهمن 1401 ساعت: 12:54

صفحه بندی