...چرا نه در پی عزم دیار خود باشمچرا نه خاک سر کوی یار خود باشمغم غریبی و غربت چو بر نمیتابمبه شهر خود روم و شهریار خود باشمز محرمان سراپرده وصال شومز بندگان خداوندگار خود باشمچو کار عمر نه پیداست باری آن اولیکه روز واقعه پیش نگار خود باشمز دست بخت گران خواب و کار بیسامانگرم بود گلهای رازدار خود باشمهمیشه پیشه من عاشقی و رندی بوددگر بکوشم و مشغول کار خود باشمبود که لطف ازل رهنمون شود حافظوگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
برچسب:
نویسنده: آبتین کمالی
تاريخ: سه
شنبه
4 بهمن
1401 ساعت: 12:54